تله پاتی

اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۹ ارسال یک نظر برو به نظرات

در طول این دوران که زندگی کردم شاید خیلی اتفاق افتاده تله پاتی داشته باشم . همانطور که در پست قبلی نوشته شد بود انسان ها دارای انرژی و توانایی هستند که یکی از آنها مثل سیم مخابراتی عملکرده  وامواج  را به سمت گیرنده می برد ، این توانایی را می تواند داشته باشه که با فرستادن امواج ذهنیت  را  به دیگری القا  کرد.


این روزها باز این تله پاتی برگشته نمی دانم حس زیاد جالبی نیست انگار یکی همش تو ذهن آدمه، نمی دانم با گذشت زمان حل می شود  یا نه ، این روش خیلی جالبه ولی برای وقت کوتاهی کاش کسی که این تله پاتی را برقرار می کند می آمد و حرفش مستقیم می گفت.
شاید بگویید خرافاته این تله پاتی !!
ولی برای من که واقعیت داشته. :D

جالبه وقتی داشتم در این مورد جستجو می کردم سایت هایی که از طریق تله پاتی و خواندن افکار و … پول در می آوردند (مواظب باشید که گول نخوریدا :D )در اینجا یاد فیلم تخیلی هیرو افتادم شاید این فیلم هم بر گرفته از همین احساس جدا از حواس پنجگانه می باشد.

هرچند این روزها یک نفر باعث شد که دوباره ذهنیت بد برایم تداعی بشه ولی با گذشته زمان هیچی حل نمی شود :(

دسته بندی ها:شخصی برچسب ها:
  1. اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۰۷:۳۶ | #1

    الان خیلی خوشحالم که زمان تقریبا این مشکل تله پاتی را حل کرد
    ;)

  2. اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۳ | #2

    سلام مهندس جوان عزیز!

    همیشه به تله پاتی علاقه داشتم و درباره اش مطالعه می کردم. تازه دیپلم گرفته بودم که کتاب ارزشمندی را هدیه گرفتم که نویسنده اش روانشناس معروف “دکتر کابوک” بود. دکتر کابوک در این کتاب به بررسی و تشریح علمی هیپنوتیزم پرداخته و در ارتباط با قدرت تله پاتی نیز سخن می گوید. در سالهای پیش از انقلاب ایشان اعلام کرده بودند می توانند از طریق یک برنامه تلویزیونی، بینندگان برنامه را در منازل شان، هیپنوتیزم نمایند.

    می گویند آنها که با هم ارتباط عمیق عاطفی دارند، می توانند روی یک نکته، اشتراک نظر و فکر داشته و بطور همزمان یک سخن را بگویند. معمولا این ارتباط بین اعضاء خانواده نیز بوجود می آید. این حس بین من و خواهر کوچکترم بسیار قوی است. گاهی بطور همزمان یک جمله را ادا می کنیم یا در زمانی که مشکلی برای او بوجود می آید حس غریبی در من شکل میگیرد که مرا متوجه می سازد.

    پایدار باشید

    • admin
      اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۹ | #3

      سلام شباویز عزیزم
      خیلی خیلی خوشحالم که در این وبلاگ خیلی ضعیف قدم گذاشتید و این دیدگاه بسیار زیبا را بیان نمودید.
      بنده این تله پاتی را چون واقعا درک کرده ام مثل شما قبولش دارم ;)

  3. اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۰ | #4

    سلام دوست عزیز
    مرسی که به ما سر زدی
    بابت پستت باید بگم
    من تجربه شخصی نداشتم اما به اموری متافزیکی مثل این امر هم علاقه دارم هم اعتقاد.
    خوشحالم که زمان به شما کمک هم کرده.

    • admin
      اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۵ | #5

      سلام عزیز
      خیلی ممنون از نظرتان ;)

  4. اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۰۰:۵۴ | #6

    سلام منیژه خانم
    ما هم به جمع وبلاگ نویس ها پیوستیم
    اگه حالشو داشتی یه مشت حرف های خسته کننده وتکراری را بخونی یه سری به وب من بزن
    بای

  5. اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۲۳:۰۵ | #7

    سلام… من راستش اطلاع زیادی از این تله پاتی ندارم – اما در مورد چشم زخم اعتقاد دارم یجورایی… دیروز جالب بود، ماشین خونه نبود و من کلاس داشتم که هر شنبه بعد همون کلاس این رفیق تازه ام رو میدیدم – یه حسی بهم میگفت برم فایده نداره و اینا…! بعد عصر که رفتم دانشکده رفیقم گفت صبح حالش بد شده نتونسته بیاد…:دی الان این مثلا بنظرم جالب بود.

  6. خرداد ۲م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۳۶ | #8

    سلام خسته نباشی
    وقتی این موضوع رو خوندم دیگه طاقت نیاوردم و از فید یک راستی پریدم بیرون و اومدم تا یه نظر بدم و بار گردم

    من یه کتابی خوندم پیشنهاد میشود خوانده شود
    تقویت نیروهای روحی روانی نوشته زاک مارتین
    در مورد حس ششم تله پاتی آینده نگری
    پسیکومتری

    کتاب جالبیه

    رو من که تاثیر گذاشته

    اوخ اوخ زیاد موندم
    بای

  7. خرداد ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۲ | #9

    emrooz, bad az modat ha, mojeze shod!
    man ta be hal natooneste boodam site shoma ro az hong kong baz konam, va taghriban har rooz say mikardam.
    emrooz az mahale karam site shoma baaz shod.
    faghat mikhastam begam jalebe ke matlabe ghablie shoma dar morede “cheshm zakhm” hast. chon man modatie daram sabok sangin mikonam ke matlabi dar een bare benevisam ya na. dirooz tasmim gerefte boodam ke matlabe badim dar een bare bashe!!! hala ke oomadam inja mibinam ke shoma “ba telepati” ideye mano kesh raftin :) )
    movafagh o moayyad bashin
    alireza

    • admin
      خرداد ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۶ | #10

      مسلم: سلام ، هر اتفاقی در دنیا معنی داره و برای خودش جالب … پس اینم جالب بود.
      reza: عجب !!
      ۳۰۱۰۴۰: خیلی ممنون که به اینجا سر می زدید تا وبلاگ که حرفی برای گفتن نداره را ببینید .(البته ۳ یا ۴ روز بود سایت خراب بود ولی آن زمان که گفته بودید درست بود :D ) البته از شما معذرت می خواهم که اطلاع ندادم آخه فکر نمی کردم ……..راستی خیلی خوشحال می شوم در این موارد مطلبی بنویسید زیرا متنی که می نویسید بسیار آموزنده است حتی از منتقدین هم می شود برداشت خوبی داشت . موفق باشید .

      حق نگهدار همگی شما دوستان ;)

  8. admin
    خرداد ۶م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۶ | #11

    یکی از دوستان که در این مورد تله پاتی بحقیقاتی داشت گفتند این زاییده تخیلات و به بحث تله پاتی صدق نمی کند در تله پاتی می بایست هردوطرف بخواهند تا در زمانی خاص و معین و مشخص طول موجهای ذهنی خود را در یک طول موج فرکانسی مشترک قرار داده و اقدام به خواندن افکار و ذهن یکدیگر نمایند ضمن آنکه این در حالی است که طرفین بطور حقیقی و واقعی دارای این توانمندی باشند که معمولا در این وادی و دیگر وادی های پاراسایکولوژی و یا علوم غریبه ادعای مدعیان بیش از توانمندی واقعی آنان است . زیرا تمرینات و ممارسات لازم برای بدست آوردن این امر نیازمند رعایت بسیاری موضوعات است من جمله دوری از هر آنچه که در کنترل امواج دلتا و … تاثیرگذار است این درحالی است که ما در شهری زندگی می کنیم که به شدت در معرض جریانات انواع فرکانسهای رادیویی هستیم همچنین خورد و خوراک مناسب و درستی نیز نداریم …..و نمی دانم شاید ایشان درست گفته باشند به هر حال هرچی بود ذهن من خالی از این تفکرات شد.

  1. هنوز بازتابی وجود ندارد