آیا عاشق شدن گناه است (منظور عشق زمینی) ؟

چنین سوالی را از یکی از دوستانم پرسیدم ولی ایشان معتقد است که ماهیت عشق فرقی نمی کند و مفهوم ان یک چیز می باشد ولی نظر خودم با نظرات این متن همخوانی داشت ولی راستیتش یک کم بهش حق می دهم چون بیشتر کارها و رفتارهایی که ما انسان ها انجام می دهیم فکر می کنیم که بسیار درسته و بسیاری از واقعیت ها که تلخ می باشد حاضربه  باور ان نیستیم( شایان ذکر است که این گوش زدها برای خودم هم می باشد ) ……….. زیرااغلب ما انسان ها فکر می کنیم که که درست فکر می کنیم. از دوستانی که خلاف این باور ها را دارند بیان کنند شاید اشتباه از تفکراتم می باشد.

عشق انسانی سه قسم است چون یا حقیقی است یا مجازی؛ و عشق مجازی (زمینی) یا نفسانی است یا حیوانی.عشق حقیقی همان محبت به خداوند و صفات و افعال اوست.و عشق نفسانی آن است که مبدأش مشاکلت و مشابهت نفس عاشق با نفس معشوق است، و اعجاب و تحسینبه شمائل زیبایی معشوق به این خاطر که همه اینها از آثار نفس معشوق است.

و عشق حیوانی آن است که مبدأش شهوت بدنی و درخواست لذت حیوانی است و تحسین و شگفتی به ظاهرمعشوق و رنگ و شکل اعضای صرفا مادی و بدنی اوست و این مقتضای نفس اماره می باشد و غالبا هم مقارن بافجور و گناه و آلودگی و افراط در قوه شهوت حیوانی است.شکی نیست که عشق حقیقی که همان محبت خداوند باشد بزرگترین فضیلت و کمال انسانی بلکه غایت ونهایت درجه سیر و سلوک عرفان اسلامی است و دین و شریعت نیز بدان ترغیب وتشویق می کند.

چنانکه پیامبر (ص) از اصحابش پرسید: کدام دستگیره های ایمان قوی تر و محکم تر است؟ بعد خود حضرت فرمود:محبت داشتن بخاطر خداوند و دشمنی نمودن بخاطر خداوند[i]

و شکی هم نیست که عشق حیوانی مذموم و از صفات رذیله است و انسان را از درک امور معنوی و رسیدن به سعادت ابدی دور و محروم می کند. چون غالبا باعث افتادن در گناهان و آلودگیها و افراط در آن می شود.[ii]

علاوه اینکه غالبا منشأ آن عدم رعایت تقوای چشم و گوش است، یعنی چشم را رها می کند و در پی دیدنزیبائیهای جنس مخالف می رود و کم کم عشق به آن پیدا می شود. پس غالبا این عشق از مقدمات حرام حاصل می شود و چه بسا حرکاتی هم که از روی تعشق حیوانی انجام می دهد حرام باشد.بله اگر در کسی بدون تعمد و قصد حرام عشق حیوانی پیدا شد و یا اگر در اول اشتباه نمود و عمدا مقدمات پیدایش عشق را اختیارا ایجاد نمود ولی بخاطر مسائل شرعی مثلا طرف زن شوهر داری بود یا دختری است کهخود یا خانواده اش راضی به ازدواج نبودند و هم چنین زنی عاشق مردی شد که از نظر شرعی ارتباط حرام است، به این جهات دینی از خواهشهای نفسانی خودداری نمود و این عشق را در خود مخفی نگه داشت و صبرنمود و از دنیا رفت،اجر شهید را دارد و وارد بهشت می گردد.[iii]

بهر حال دلیلی نداریم که خود عشق زمینی از حرمت برخوردار باشد ولو اینکه ممکن است منشاء پیداش او ازحرمت برخوردار باشد یا اعمال ناشایست و حرامی را بدنبال داشته باشد یعنی گناه منشأ پیدایش و نتایج به بارآمده جداگانه محاسبه می گردد. بله از نظر اخلاقی باید از چنین عشقی دوری گزید و تلاش نمود که از دلبیرون کرد ولو اینکه مقدمات و منشاء پیدایش او حلال بوده و یا نتایج بدی را بدنبال نداشته باشد زیرا دل جای عشق به خداست و نباید آنجا را از عشق غیر خدا پر کرد.اما عشق نفسانی اولا تحقق آن یعنی عشق به فرد جسمانی ولی نه بخاطر جهات جسمانی وشهوانی خیلی مشکل است و ثانیا نمی شود گفت مطلقا (یعنی برای هر فرد و در هر حال) پسندیده و فضیلت است. بلکه یک بحثی است که بعضی از اهل سیر و سلوک مطرح کردند آنهم  تحت شرایط خاص، و می گویند این عشق مجازی پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی چون کسیکه دچار این عشق شد همه شهوتها و خواسته های نفسانی را از بین برده و همه را در یک عشق خلاصه کرده است به همین جهت رسیدن به معشوق حقیقی برای او آسان تر است. چون از همه چیز منقطع شده و فقط به یک چیز وابسته است پس در این صورت برایرسیدن به معشوق حقیقی نیاز ندارد که از چیزهای زیادی منقطع گردد بلکه اگر از همین یکی منقطع شد به

معشوق حقیقی می رسد. از یک به یک رسیدن آسان تر است از کثیر به یک.[iv]

باز هم تذکر می دهیم که این مباحث در صورتی درست است که عارف سالک و اصلی مربی و مرشد انسان باشد که دقیقا اعمال ریز و درشت انسان را زیر نظر داشته باشد، نه اینکه هر کس از پیش خود چیزهایی را

ببافت که :
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن       ظلمات است حذر کن از خطر گمراهی

[i]  – کافی، ج ۲، ص ۱۲۵٫

[ii]-  اسفار، ج ۷، ص ۱۷۱ تا ۱۷۵٫

[iii]-  شرح نهج البلاغه، ج ۱۹، ص ۴۰۰٫

[iv]- اسفار، ج ۷، ص ۱۷۵٫

منبع

دسته بندی ها:عمومی برچسب ها:,
  1. zahra
    بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۰ | #1

    عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مست مست
    عرفا فرمودند که بخشیدن هدف نهایی عشق است

    جبران خلیل جبران
    ایمان بدون عشق شمارا متعصب می کند
    وظیفه بدون عشق شمارابداخلاق می کند
    قدرت بدون عشق شماراخشن می کند
    عدالت بدون عشق شماراسخت می کند
    وزندگی بدون عشق شمارا بیمار می کند

  2. نوع سوم
    بهمن ۲م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۶ | #2

    ببینید من از اولِ این متن باهاش به مشکل برخوردم ! در اینکه عشق به خدا یه عشق حقیقی است شکی نیست اما با اینکه عشق زمینی رو یه عشق مجازی بدونیم مشکل دارم !
    البته این نظر منه
    .
    در کامنت بالایی هم اشعار زیبایی انتخاب شده / ازشون ممنونم
    .
    از شما هم بابت ایجاد فضای مباحثه تشکر می کنم

  3. sabz
    بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۹ | #3

    من که هرچی فکر کردم نفهمیدم عشق زمینی چه مشکلی داره!!!!!
    اگه خوب نبود خدا چرا آفریدتش؟ اگه هدفش فقط بقای نسل بود، خوب مثل حیوانات در انسان هم غریزه ی تولید مثل را قرار میداد کافی بود.
    خوب بود اندکی هم به کتاب های روانشناسی در این ضمینه مراجعه میکردید

  4. بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۵ | #4

    سلام

    متن خوبی بود و ریفرنس های خوبی هم داشت، هرچند که بنظر من برای تقویت متن بهتر بود به سخنان عارفانی مانند مولانا و ابوسعید ابوالخیر هم استناد میشد… نمیدونم خود من هم… ببینید من بنظرم خیلی از تذکرات بزرگان ما واقعاً دور از دسترس هستند و چون خیلی دور هستند برای ما بیشتر جنبه شعاری دارند… ولی من خیلی نمیتونم این قبول کنم که مثلاً حافظ در صورت نداشتن یک عشق کاملاً زمینی (با توجه به استعارات و توصیفاتش) میتونست چنین عاشقانه بسراید… عشق یک مفهوم خیلی خیلی بزرگ است که بهرشکل و بهر چیزی میتونه مرتبط باشه که اگه درست نگاه کنیم در اغلب موارد بنوعی عشق به خالق هست
    خیلی بحث پیچیده ای هست و از تخصص من خارجه… ولی همینقدر بگم که بنظر من تا عشق رو بشکل زمینیش تجربه نکنید نمیتونید بفهمید که نبروی عشق به خالق که بارها از اون قویتره چطور میتونه باشه

  5. admin
    بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۹ | #5

    جالب بود نظر دوستان ولی در پستی که همین الان می گذارم جواب خودم در مورد عشق و همچنین سخن دیگران و اینجور حرف ها را گذاشتم با این حال از دیدگاه همه شما دوستان ممنونم :D
    و شما اقا مسعود خیلی خوب امدید این جنبه شعاری را ……..:D

  6. بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۴ | #6

    من با متن بالا موافقم اما همونطور که در متن هم اشاره شد فسده ای که از بعضی به ظاهر “عشق” ها ایجاد میشه خوب نیست وگرنه علاقه داشتن به یک شخص چه مشکلی داره؟

    • admin
      بهمن ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۶ | #7

      علاقه داشتن به شخصی مشکلی ایجادنمی کند وشاید همین علاقه ایمان را افزایش دهد ولی قبول دارید که کار سختیه ……. نمیدانم چی بگویم زیرا زندگی یاد داد بهم که به چیزی دل نبندم ……………اما در هر حال امیدوارم زندگیتون سر شار از امید و شادابی وعشق باشد.

  7. محجوبه
    تیر ۸م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۳ | #8

    فقط می تونم بگم که عشق زمینی وقتی پاک و خالصانه باشد خیلی خیلی زیباست و هر دو طرف را می سازد ورشد می دهد.یکی از بزرگان گفته بود:عشق حقیقی آن است که کوتاه مدت و زود گذر نباشد.من هم قبول دارم چون وقتی که زمان ببرد تازه ارزش طرف مقابل را درک می کنی.

  1. هنوز بازتابی وجود ندارد