سال ها میگذره و قدر لحظات رو دونستن به حرف خیلی آسون … خیلی از موقعیت هایم را از دست دادم و الان که امروز روز تولدم اصلا از خودم راضی نیستم … نمی دونم خیلی می خواستم از شادی و گل و بوته صحبت کنم ولی واقعیت ها همیشه برخلاف دوست داشتن هایمان هست….
از همینجا از مادر مهربانم و برادر خوبم تشکر می کنم که نگران من هستن … ولی امیدوارم بتوانم دوباره از نو شروع کنم و قدری از محبت هایشان را جبران کنم ….
امیدوارم خیلی زود متولد بشم ” از لحاظ روحی“
یک سال گذشت ، برای بعضی ها سال پر باری بوده و برای بعضی ها امسال هم مثل سالی گذشته و هیچ تغییری نکردن ! که متاسفانه وقتی خودم را ارزیابی می کنم جز دسته دوم قرار میگیرم و این یعنی عمق فاجعه
نمی دانم چرا امسال اکتیو نبودم ،خوب دلایلی داشته و احتمالا تنبلی و بی انگیزگی که در خودم رشد داده بودم ، باعث شده که یکسال را بیهوده ازدست بدم ….. ولی دوست دارم سال ۹۱ بهترین سال باشد برایم به دور از هرچی تنبلی و بی هدفی … بعضی مسائل دست خداست و نمیشه از خدا به زور خواست ولی امیدوارم که زندگیم بالاخره هدفمند و دلم خالی از غم و تنهایی باشه و تک تک ثانیه ها ارزشمند بشه…. سال خوبی را برای همه آرزومندم 

یکی از سخنانی که باید به قولی طلا گرفت همین سخن دلنشین
حاج آقا دولابی فرمودند :

هر وقت تو زندگیت گیری پیش آمد و راه بندون شد , بدون خدا کرده , زود برو و با خودش خلوت کن و بگو , با من چه کار داشتی که راهم رو بستی.
هر کس گرفتار است , گرفتار یار است.
ما آدم ها به شیوه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم………………
این روزها حس بهتری دارم !
حداقل این بوده که یکم وقت هام تنظیم تر شده و بزگترین دغدغه ام که باعث میشه عذاب بکشم از دست دادن ثانیه هاست !
مثل یک ساعت شنی دانه ها مثل برق می افتند به سمت پایین باید ما هم، همزمان و یا با سرعت بهتر از اون حرکت کنیم !

هرچند تا میایی حس خوبی داشته باشی بعضی موانع سر راه آدم می گیرند
دارم به این فکر می کنم ، چقدر از شادی های این دنیا خوشحال شدم ! ولی هیچ جوابی تو ذهنم نمی توانم بدست بیارم ! انگار یا خوشی نبوده یا اگرم بوده خیلی زودگذر بوده…
به طور اتفاقی برنامه الهه قمشه ایی را امروز مقداریش را دیدم ! حرف زیبایی زد اگر عشق نباشه اصلا زندگی بی هدف میشه و زیرا این حس زیبا باعث می شود ، انسان هر صبح که بیدار میشه به خاطر عشقش با نشاط از خواب بر می خیزه و تمام کارهایش را به خاطر عشق خیلی خوب انجام می دهد ، مطمئن شدم که اون عشق در من وجود ندارد
خیلی غمگینم از این زندگی که توش هستم ! تنها یک معجزه می تونه من را از این حالت بیدار کنه ، تو حکمت خدا موندم پس چرا این معجزه رخ نمی دهد …
اگر دلتون توی این روزها شکست خیلی دعام کنید..

نبرد بین خودم وافکارم
این جمله را امروز دیدم و خیلی خوشم اومد ! یعنی میشه منم به این زودی ها برای خودم جشن تولد بگیرم !

… دیروز گریســـــــــــتم,
برای تمامی روزهایی که گرفتار, خسته و یا عصبانی بودم
برای تمامی روزها و تمامی نگرش هایم
برای تمامی لحظاتی که سبب بی حرمتی, بی احترامی و جدایی از خودم شده و
موجب شده بود, انعکاس رفتار دیگران در من چنان باشد که, خود نیز همان رفتار را با خود داشته باشم
دیروز برای تمام تلاش هایی که کرده بودم تا دیگران دوستم بدارند گریستم,
برای تمامی خواسته هایی که میسر نشد و
برای تمامی کارهایی که فقط بخاطر خشنودی اطرافیانم انجام دادم و بازتاب آن در خودم جز خلا روحی , درد جسمی و خستگی بی حد چیزی نبود.
دیروز گریستم
چـون گاهـــــــــــــــــی جز گریـــــــــــــــــه کاری نمـــــــــــــــــیتوان کرد
دیروز گریستم به این خاطر که رنجیده بودم , به این خاطر که مرا رنجانده بودند و به این خاطر که من رنجور راهی نداشتم
جز اینکه در, دردی عمیق فرو روم
زمانی که در این درد فرو می روی, رنج تو را بیدار می کند
دیروز گریستم
بخاطر این که خیلی دیر شده بود و بخاطر این که وقتش رسیده بود
دیروز گریستم
به این خاطر که روحم به تمامی چیزهایی که نیاز بود بدانم, واقف بود
دیروز با تمامی روحم گریستم و او را راضی کردم
حال بسیار بدی داشتم
اما در میان گریه هایم احساس رهایی می کردم
چرا که
دیروز بخاطر همه چیز گریستم…!
… دیروز برای زنی که دلم می خواست باشم گریستم و امروز برای جشن تولد او گریه می کنم. دیروز برای دختر کوچکی گریه می کردم که در من بود و کسی او را دوست نداشت و نمی خواست و امروز برای او گریه می کنم در حالی که او در کنار قلب من و برای جشن تولد خودش می رقصد. دعا می کنم که اشک های دیروز شما پاک شده باشد و شجاعت این را یافته باشید که برای خود جشن بگیرید…
حال بیایید جشن و سروری بر پا کنیم…!
دیروز گریستم / اییانلا ونزنت / مترجم: منصوره وحدتی احمدزادهپ
به پیشنهاد مادرم در طرح سرشماری شرکت کردم!! هرچند که خیلی درس ها یاد داد ! اینکه اینکه اینقدر پست و مقام های بالا جز پستی چیز دیگری ندارد مگر اون شخص از لحاظ دینی خیلی بالا باشد که اونم خیلی کم پیدا میشه یا اصلا به طور کامل نیست ! تازه فهمیدم آمار دروغین چیست و سیاست چقدر مزخرف ….
چقدر خوب بود انسان این همه بی عدالتی رو نمی دید و همه چیز خوب پیش می رفت !
جالبه احساس کردید وقتی چیزی رو دوست دارید بدست بیاورید با تمام جزیاتش آن را از خدا بخواهید وگرنه اندازه همون قدر خدا بهت میده !
این روزها خیلی خسته تر از اونی هستم که بخواهم چیزی بگویم ! در این چند روز با دیدن زندگی دیگر افراد جامعه تازه فهمیدم که چقدر ناشکر هستم!!
به این نکته پی بردم اگر خواستی از زندگی و مشکلاتش حرف بزنم همیشه زیر دستان خود را نگاه کنم!

بعد از مدت ها با سفر اخیرم به شمال، یاد خاطرات گذشته تازه شد ! دوستانی که ۱ یا ۲ سال با هم زندگی کردیم و بهترین خاطرات زندگی را داشتیم و شاید بتوان با جرات گفت بهترین خاطرات دوران زندگیم همون سال ها بود.خیلی دلم تنگ شده برای اون روزها
دریا را خیلی دوست دارم حتی با امواج خروشانش آرامش خاصی میده …

ایندفعه نمای زیبای جنگل را خیلی مشاهده کردم ! چقدر لذت بخش بود ! جای همه دوستان خالی بود.

تنها دورانی از زندگیم هست که دوست دارم کاش می شد دوباره تکرا بشود ….اما فقط خاطراتش خواهد ماند.